شمس سراج عفيف
394
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
تخت پوش كنانيده بود - و مانند « 2 » حجرهء ساخته كنيزگان را درون گردونها قفل ميكردند - تا نظر نامحرم بر ايشان نه افتد - زهى احتياط كه تاتار خان اهل بركات داشت - همه افعال پسنديده و خصال ستوده در ذات تاتار خان مركب بود - بتقدير الله تبارك و تعالى خان مذكور بعد چند سال معدود از جلوس نيك نفوس شهنشاه سليمان جاه فيروز شاه خان هواخواه به حضرت إله پيوست * * بيت * * مراد اهل طريقت لباس ظاهر نيست * * * كمر به خدمت سلطان به بند و صوفي باش * مقدمهء هفتم بيان عظمت خانجهان نقل است خان جهان دستور خسرو جهان مقبول نام داشت حضرت الله تبارك و تعالى جل جلاله او را به همه چيز آراست - در عالم جاهليت او را كنّو « 3 » ميگفتند - اصل « 4 » او از تلنگ بود - ميان طائفهء خويش از همه اعلى مينمود - در عالم « 5 » جاهليت به راي تلنگ
--> ( 2 ن ) و مانند حجرهء ساخته راي بهتر پرداخته كنيزكان را درون آن گرودنها تخت پوش مينشاندند و درهاي آن گردونها قفل ميكردند تا نظر نامحرم بر ايشان نيافتد * ( 3 ن ) كنوز - كنّو * ( 4 ن ) اهل او - اصلا آن * ( 5 ن ) در ايام جاهليت براى تلنگ اختصاص بسيار و بيشمار داشت - آمدن خانجهان از تلنگ در مناقب سلطان محمد بن سلطان تغلق مشرح نوشته شد چون راي تلنگ را سلطان محمد از تلنگ برابر خود جانب شهر دهلي روان كرد در اثناي راه راي بدخواه بدوزخ پيوست *